الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
79
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
دسترس تجربه خارج است ، غافل است و ارتباطات ظاهرى و محسوس را فقط بر اساس تأثير و تأثر ذاتى اشيا مىپندارد ، خصوصاً كه نظام اتم و كهكشانها را به يك نوع مىبيند و تحت يك برنامه و جريان متّحد الشكل مشاهده مىكند ، پس گمان مىكند كه يك جزء بالذات ، مركز و ثابت است و جزء يا اجزاى ديگر بالذات يا به تأثير ديگر ، سيار و متحرك و از تأثير عالم غيب در آن غافل است و نمىداند كه « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » . در ديدهء تنگ مور ، نور است ز او * در پاى ضعيف پشه ، زور است ز او ذاتش سزاست مر خداوندى را * هر وصف كه ناسزاست ، دور است ز او و نمىپرسد كه جهت جامع و ارتباط بخش اين اجزا چيست ؟ و چگونه اين نظامها بر آنها حاكم شده و اين عناصر مختلف به وجود آمده ؟ و كجا و در چه مجلس و محفلى و با كدام عقل و شعورى اين قرار را با يكديگر گذاردند كه با تركيبات و اجزاى متفاوت اين عناصر را بيافرينند و از تركيب آنها ، اين همه مرتبط و متناسب ساخته كه از قواعد و قوانين و تناسبى كه در آن است ، بشر توانسته است با كشف قسمتى از آنها ، حتى در كيهان و جهانهاى برين ، تصرّف و رفت و آمد نمايد و از فاصله ميليونها سال نورى كسب اطّلاع كند ؟ خدا دانا است كه در اين همه عوالم چه خبرها و چه شگفتىها ، چه پديدهها و چه اسرار و روابطى برقرار كرده است و چه محكم و استوار است اين آيه كريم كه مىفرمايد : « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبّى لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِماتُ رَبّى وَلَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً » ؛ « 1 » « بگو اگر دريا براى نوشتن كلمات و آثار قدرت و آيات پروردگار من
--> ( 1 ) . سوره كهف ، آيه 109 .